انجمن گروه اینترنتی رهراون ولایت انجمن گروه اینترنتی رهراون ولایت
ثبت نام
  • Asabani
  • Asabi
  • Ashegh
  • Azkhodrazi
  • BabooGolabi
  • BacheMosbat
  • Badhal
  • Bitafavot
  • BohtZade
  • DaramMimiram
  • DivooneShodam
  • Gerye
  • Ghafelgir
  • Ghati
  • HalamBade
  • Khabalood
  • KhafeShodam
  • Khejalati
  • Khonsard
  • Khoshhal
  • MaghzMotafaker
  • Mariz
  • Mehrabon
  • Mokhlesam
  • Moteajeb
  • Nafaskesh
  • Naomid
  • Narahat
  • Relax
  • Sepasgozar
  • Shad
  • Sharmandam
  • Sheitoon
  • Vaaaaay
  • Zodranj
  • Zoro
  • نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
    1. #1
      عضو كوشا
      عصر ایمان آواتار ها

      تاریخ عضویت : 1390/01/28
      گالري تصاوير
      0   نظرات : 0
      نوشته : 219      تشکر : 65
      144 بار در85 پست تشکر شده
      دریافت : 0      آپلود : 0
      عصر ایمان آنلاین نیست.

      «تربیت فرزند در قرآن»




      عنوان: «تربیت فرزند در قرآن»

      شخصیت و رفتار هر فردی ریشه در تربیت او دارد. کودکان بسان زمین حاصلخیز و آماده کشتی هستند که هر آنچه در این زمین پاک کاشته شود - چه بذر خوب و چه بذر بد - همان در او رشد می کند. در این مقاله بر آنیم آنچه از آیات کریمه قرآن که در موضوع تربیت فرزند ذکر شده است را بیان نماییم؛ و اما نگاهی کوتاه به عناوینی که در این مقاله مطرح شده است:

      1- رعایت مساوات در ابراز محبت به فرزندان
      2- نياز فطرى و طبيعى فرزندان به بازی و سرگرمی های سالم
      3- نشان ندادن راههای انحراف به فرزندان
      4- گذشت و چشم پوشی از خطاهای فرزندان در صورت ندامت
      5- هدایت اعتقادی فرزندان
      6- توصیه فرزندان به رعایت احترام والدین
      7- تربیت دینی فرزندان ( سفارش به نماز،امر به معروف و نهی از منکر و صبر)
      8- تعلیم آداب اجتماعی به فرزندان (سفارش به خوشرفتاری با مردم، نهی از غرور و تکبر و اعتدال در امور)
      9- تعلیم آداب ورود به جايگاه خصوصى پدر و مادر


      1- رعایت مساوات در ابراز محبت به فرزندان
      إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
      اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِاطْرَحُوهُ أَرْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِينَ (یوسف/8و9)
      هنگامى كه (برادران) گفتند يوسف و برادرش (بنيامين) نزد پدر از ما محبوبترند در حالى كه ما نيرومندتريم، مسلما پدر ما، در گمراهى آشكار است!
      يوسف را بكشيد يا او را به سرزمين دور دستى بيفكنيد تا توجه پدر فقط با شما باشد و بعد از آن (از گناه خود توبه مى‏كنيد و) افراد صالحى خواهيد بود.

      این آیات بازگویی نمونه ای از نتایج عدم رعایت تساوی در ابراز محبت به فرزندان است. در این آیات می خوانیم که حسد برادران يوسف را تا سر حد كشتن وی پيش برد و تنها دلیلی که برای این کار داشتند این بوده که «پدر او را بیشتر از ما دوست دارد»(أَحَبُّ إِلى‏ أَبِينا مِنَّا).


      گاهى علاقه زياد، سبب دردسر مى ‏شود؛ يعقوب، يوسف را خيلى دوست داشت و در عین حال که به همه فرزندانش محبت می کرد اما به یوسف بیشتر ابراز محبت می نمود (حالا یا به خاطر خردسالی یوسف یا سایر کمالات وجودی او) و همين امر موجب شد برادران حسد کنند و او را در چاه بیندازند. این نشان می دهد که حسد سن و شخصیت نمی شناسد و اگر فرزندان احساس تبعيض كنند، آتش حسادت در ميان آنان شعله‏ ور مى ‏شود.

    2.  

    3. #2
      عضو كوشا
      عصر ایمان آواتار ها

      تاریخ عضویت : 1390/01/28
      گالري تصاوير
      0   نظرات : 0
      نوشته : 219      تشکر : 65
      144 بار در85 پست تشکر شده
      دریافت : 0      آپلود : 0
      عصر ایمان آنلاین نیست.



      2- نياز فطری و طبيعى فرزندان به بازی و سرگرمی های سالم
      قالُوا يا أَبانا ما لَكَ لا تَأْمَنَّا عَلى‏ يُوسُفَ وَ إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ قالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ قالُوا لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ (یوسف/11تا14)
      (برادران نزد پدر آمدند و) گفتند پدر جان! چرا تو درباره يوسف به ما اطمينان نمى‏كنى در حالى كه ما خير خواه او هستيم؟ او را فردا با ما بفرست تا غذاى كافى بخورد و بازى و تفريح كند و ما حافظ او هستيم. (پدر) گفت من از دورى او غمگين مى‏شوم و از اين مى ‏ترسم كه گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشيد. گفتند: اگر او را گرگ بخورد با اينكه ما گروه نيرومندى هستيم، ما از زيانكاران خواهيم بود.

      در این آیات، يعقوب پيامبر در برابر استدلال فرزندان نسبت به نياز يوسف به گردش و تفريح، هيچ پاسخى نمی دهد و عملاً آن را می پذیرد. اين خود دليل بر آن است كه داشتن بازی و سرگرمی سالم برای فرزند، یک نياز فطرى و طبيعى است و نباید از آن جلوگیری کرد.

      قرآن کریم در آیه دیگری هم به بازی و مسابقه فرزندان یعقوب با یکدیگر تصریح می کند. (قالُوا يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِق‏ (یوسف/16)؛ گفتند: اى پدر ما رفتيم و مشغول مسابقه شديم‏)


      3- نشان ندادن راههای انحراف به فرزندان
      در روايتى (ذيل آيات فوق) از پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه‏: لا تلقنوا الكذاب فتكذب فان بنى يعقوب لم يعلموا ان الذئب ياكل الانسان حتى لقنهم ابوهم‏ (بحارالانوار،ج12/ص220): به دروغگو تلقين نكنيد تا به شما دروغ گويد، پسران يعقوب تا آن موقع نمى‏دانستند كه ممكن است گرگ به انسان حمله كند و او را بخورد و هنگامى كه پدر اين سخن را گفت، از او آموختند. اشاره به اينكه گاه مى‏شود طرف مقابل توجه به عذر و بهانه و انتخاب راه انحرافى ندارد، شما بايد مراقب باشيد كه خودتان با احتمالات مختلفى كه ذكر مى‏كنيد، راههاى انحرافى را به او نشان ندهيد. اين درست به اين مى‏ماند كه گاه انسان به كودك خردسالش مى‏گويد توپ خود را به لامپ چراغ نزن. كودك كه تا آن وقت نمى‏دانست مى‏شود توپ را به لامپ بزند، متوجه اين مساله مى‏شود كه چنين كارى امكان پذير است و به دنبال آن، حس كنجكاوى او تحريك مى‏شود كه بايد ببينم اگر توپ را به لامپ بزنم چه اتفاقی می افتد و به دنبال آن شروع به آزمايش اين مساله مى‏كند، آزمايشى كه به شكستن لامپ منتهى خواهد شد. البته يعقوب پيامبر روى پاكى و صفاى دل، اين سخن را با فرزندانش بيان نمود اما فرزندان گمراه، از بيان پدر سوء استفاده كردند.

      4- گذشت و چشم پوشی از خطاهای فرزندان در صورت ندامت
      قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ(یوسف/98و97)
      گفتند: پدر، از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه كه ما خطاكار بوديم. گفت به زودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى ‏طلبم كه او غفور و رحيم است.

      فرزندان باید بیازمایند تا راه را از چاه، و صواب را از ناصواب تشخیص دهند. یک کودک یا نوجوان یا جوان برای کشف نیازها،استعدادها و تواناییهایش ناگزیر از آزمون و خطاست فلذا خطا و اشتباه او نیز امری اجتناب ناپذیر است و باید با دادن فرصتهای دوباره زمینه شکوفایی و پیشرفت آنها را فراهم ساخت.

      5- هدایت اعتقادی فرزندان
      وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ (لقمان/13)
      به خاطر بياور هنگامى را كه لقمان به فرزندش - در حالى كه او را موعظه مى‏كرد-گفت: پسرم، چيزى را شريك خدا قرار مده كه شرك ظلم عظيمى است.

      در این آیه و چند آيه بعد از آن، سخن از لقمان حكيم و بخشى از اندرزهاى مهم اين مرد الهى به فرزندش در زمينه توحيد و مبارزه با شرك و نیز بیان مسائل مهم اخلاقى می باشد. اين اندرزهاى دهگانه كه در طى شش آيه بيان شده، هم مسائل اعتقادى را به طرز جالبى بيان مى‏ كند و هم اصول وظايف دينى و هم مباحث اخلاقى را.

      از دیگر آیات ناظر به موضوع هدایت اعتقادی فرزندان می توان به آیات 132 و 133 بقره اشاره نمود که وصیت و سفارش ابراهیم(ع) و یعقوب(ع) به فرزندانشان برای یکتاپرستی و دوری از شرک را یادآر می شوند. جالب اینکه یعقوب(ع) حتی در بستر بیماری و در آخرین روزهای عمرش، از هدایت اعتقادی و نظارت بر باورهای آسمانی فرزندانش غفلت نمی کند.


      چند نکته درباره آیه 13 لقمان:
      1- از بهترين راه ‏هاى تربيت صحيح فرزند، گفتگوى صميمى با اوست. «وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ»
      2- از رسالت‏ هاى پدر نسبت به فرزند، موعظه است. «قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ»
      3- فرزند، به نصيحت نياز دارد. «وَ هُوَ يَعِظُهُ»
      4- با نوجوان بايد با زبان موعظه سخن گفت، نه سرزنش. «وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ»
      5- موعظه بايد با محبّت و عاطفه همراه باشد. «يا بُنَيَّ»


      6- توصیه فرزندان به رعایت احترام و الدین
      وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى‏ وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى‏ أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (لقمان/14و15)
      و ما انسان را درباره‏ پدر و مادرش سفارش كرديم، مادرش او را حمل كرد در حالى كه هر روز ناتوان ‏تر مى‏ شد (و شير دادن) و از شير گرفتنش در دو سال است (به او سفارش كرديم كه) براى من و پدر و مادرت سپاس گزار، كه بازگشت (همه) فقط به سوى من است.
      و اگر آنها تلاش كردند چيزى را كه بدان علم ندارى شريك من قرار دهی، از آنها فرمان مبر، ولى با آنان در دنيا به نيكى رفتار كن، و راه كسى را پيروى كن كه به سوى من باز آمده است، پس بازگشت شما به سوى من است و من شما را به آنچه عمل مى‏ كرديد آگاه خواهم ساخت.

      در این دو آيه خداوند سبحان همه انسانها را به احترام و رعایت حقوق والدین سفارش می کند و تشکر از آنها را در کنار شکر خود یادآور می شود و بدین وسیله اهمیت این موضوع را به همگان گوشزد می کند. در آیات زیادی از قرآن به احترام والدین خصوصا مادر، تأکید فراوان شده است.
      (لقمان/14 ، احقاف/15، بقره/83 ، نساء/36 ، انعام/151 ، إسراء/23 ، مریم/14 ، عنکبوت/8 ، انسان/14 )

    4. #3
      عضو كوشا
      عصر ایمان آواتار ها

      تاریخ عضویت : 1390/01/28
      گالري تصاوير
      0   نظرات : 0
      نوشته : 219      تشکر : 65
      144 بار در85 پست تشکر شده
      دریافت : 0      آپلود : 0
      عصر ایمان آنلاین نیست.



      7- تربیت دینی فرزندان
      (سفارش به نماز، امر به معروف و نهی از منکر و صبر)
      يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور (لقمان/17)
      پسرم! نماز را بر پا دار، و امر به معروف و نهى از منكر كن، و در برابر مصائبى كه به تو مى ‏رسد با استقامت و شكيبا باش كه اين از كارهاى مهم و اساسى است.

      8- تعلیم آداب اجتماعی به فرزندان
      (سفارش به خوشرفتاری با مردم، نهی از غرور و تکبر و اعتدال در امور)

      وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِير (لقمان/18و19)
      (پسرم!) با بى اعتنايى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبر مغرورى را دوست ندارد. (پسرم!) در راه رفتن اعتدال را رعايت كن، از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت ترين صداها صداى خران است.

      روشن است که منظور لقمان، تنها مسأله روى گرداندن از مردم و يا راه رفتن مغرورانه نيست، بلكه منظور مبارزه با تمام مظاهر تكبر و غرور است، و از آنجا كه اين گونه صفات - قبل از هر چيز - در حركات عادى و روزانه نمود پیدا می کند، آنها را ذکر نموده است.

      9- تعلیم آداب ورود به جايگاه خصوصى پدر و مادر

      يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (نور/58و59)
      اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد بايد بردگان شما و همچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيده ‏اند در سه وقت از شما اجازه بگيرند: قبل از نماز صبح، و در نيم روز هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بيرون مى ‏آوريد، و بعد از نماز عشاء، اين سه وقت خصوصى براى شماست، اما بعد از اين سه وقت گناهى بر شما و بر آنها نيست (كه بدون اذن وارد شوند) و بر گرد يكديگر طواف كنيد (و با صفا و صميميت به يكديگر خدمت نمایيد) اينگونه خداوند آيات را براى شما تبيين مى‏كند و خداوند دانا و حكيم است. و هنگامى كه اطفال شما به سن بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همانگونه كه اشخاصى كه پيش از آنها بودند اجازه مى‏ گرفتند. اين چنين خداوند آياتش را براى شما تبيين مى‏ كند و خدا دانا و حكيم است.

      در آيات مورد بحث به مساله إذن گرفتن كودكان بالغ و نابالغ به هنگام ورود به اطاقهايى كه مردان و همسرانشان ممكن است در آن خلوت كرده باشند می پردازد. بديهى است اين دستور متوجه اولياى اطفال است كه آنها را وادار به انجام اين برنامه كنند، چرا كه آنها هنوز به حد بلوغ نرسيده‏اند تا مشمول تكاليف الهى باشند و به همين دليل مخاطب در اينجا اوليای فرزندان هستند. این آيه از كودكانى سخن مى ‏گويد كه به حد تميز رسيده ‏اند و مسائل جنسى و عورت و غير آن را تشخيص مى ‏دهند، زيرا دستور اذن گرفتن دليل بر اين است كه آن کودکان این اندازه مى ‏فهمند كه اذن گرفتن يعنى چه؟ اینان در سه وقت مذکور باید قبل از ورود به مکان مورد بحث از والدین خود اجازه بگیرند. از آيه فوق چنين استفاده مى‏ شود كه حكم فرزندان بالغ و نابالغ متفاوت است زيرا كودكان نابالغ طبق آيه 58 تنها در سه وقت موظف به اجازه گرفتن هستند (چون زندگى آنها با زندگى پدران و مادران آن قدر آميخته است كه اگر بخواهند در همه حال اجازه بگيرند مشكل خواهد بود و از اين گذشته احساسات جنسى آنها هنوز به طور كامل بيدار نشده است)، اما نوجوانان بالغ طبق اين آيه كه اذن گرفتن را به طور مطلق براى آنها واجب دانسته موظفند در همه حال به هنگام ورود بر پدر و مادر اذن بگیرند. اين حكم مخصوص به مكانى است كه پدر و مادر در آنجا استراحت مى ‏كنند و گرنه برای وارد شدن به اطاق عمومى (اگر اطاق عمومى داشته باشند) مخصوصاً هنگامى كه ديگران هم در آنجا حاضرند و هيچ گونه مانع و رادعى در كار نيست، اجازه گرفتن لزومى ندارد.


      چند نکته دیگر از آیه:
      1- والدین باید احکام دینی را به فرزندان بیاموزند. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ»
      2- محل خواب والدين بايد جدا و دور از چشم فرزندان باشد، وگرنه نياز به اذن نبود. «لِيَسْتَأْذِنْكُمُ»
      3- كودكان بايد پاكدامنى را از محيط خانه بياموزند. «لِيَسْتَأْذِنْكُمُ»

      4- تربيت و آموختن آداب اسلامى را قبل از بلوغ كودكان شروع كنيم. «الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ »

    موضوعات مشابه

    1. ایا فرزند میتواند علیه پدر در دادگاه شهادت دهد؟
      توسط نسیم سحر در انجمن جزایی و کیفری
      پاسخ: 1
      آخرين نوشته: 1389/11/13, 08:58 قبل از ظهر

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •